ناصر الدين شاه قاجار

22

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

كرده بودند . مرد پيرى بود قريب نود سال داشت . اما تا ديروز راه ميرفت . حرف مىزد كار مىكرد . امروز بايد برويم به « خوش‌ناباد » كه از املاك دره جزين است . سه فرسنگ و نيم راه بود . سوار اسب شده رانديم . قدرى با وزير خارجه صحبت كرده ، بعد به كالسكه نشستيم [ و ] رانديم باد امروز از روبرو مىآيد . و راه كالسكه بد نيست . صحرا ، طرفى راه پست و بلند است . به طورى باد مىآمد [ و ] گردوخاك بود ، كه آدم بيزار مىشد . چشم‌ها را كور كرد . بعد سوار شده رانديم . بعد كالسكه سوار شده رانديم . باد زياد زياد اذيت كرد . طرف دست چپ زه‌آبى بوده است . مثل زاينده‌رود . گفتند اردك ، حقار ، هوبره ، داشته است . ده زره سرراه بود . ده معتبرى بود . اما اشجار ندارند . كثيف هستند . رانديم از ده خوش‌ناباد كه خيلى معتبر است . گذشته ، رفتيم منزل ، قبل از زره از ده اميرآباد گذشتيم . مال محمد مراد خان زرندى و غلام على خان سرتيپ دره جزينى است . امروز گفتند فرهاد ميرزا كه حاكم لرستان است ، آمده است . اما هنوز نديده‌ام ، او را . منزل هم باد متصل مىآمد و گردوخاك بد كثيف ، شب شد موافق استمرار خوابيديم . روز پنجشنبه دهم [ رجب ] امروز بايد رفت به بوبوك‌آباد صبح برخاسته ، سوار كالسكه شدم امروز چهار فرسنگ راه است . فرهاد ميرزا آمد دم كالسكه ، با مصطفى قلى خان قزاگوزلو صحبت شد . مصطفى قلى خان خيلى چاق و سرخ شده است . صاحب منصبان و خوانين بلوك حاجىلو آمدند . قدرى صحبت شد . باد امروز بسيار شديد و از روبرو ميوزد . گردوخاك معركه است . چشم‌ها را كور مىكند . راه كالسكه چندان خوب نبود . صحرا جلگه و وسيع است . دهات زياد سر راه و دست چپ و راست به نظر آمد [ 267 ] بعضى از دهات درخت و باغات دارد . كوه‌هاى دست چپ ، به فاصله سه فرسنگ چهار فرسنگ است . كوه بزرگى هم از دور طرف دست چپ پيدا بود . رمه هم بالايش بود ، گفتند قانلىداغ است . كوههاى طرف دست راست خيلى دور بود . به فاصله ده فرسنگ پنج فرسنگ . اين‌جاها . . . حاجىلو و عاشقلو است . دهاتى كه سر راه بود . در دست راست از اين قرار است : اميرآباد ، زرقان ، جهان‌آباد ، نگارخاتون نيم فرسنگى از راه خارج‌تر بود . فيض‌آباد ، قارمين‌آباد از راه دور بود ديده نشد .